دیروز عصر خیلی خوش گذروندیم
مرسی خدا
البته مدلی خوش گذشت که عکس و فیلم هاش برای خانواده قابل پخش نیست :دی
میدونین ، گاهی کار هایی هست که انجام دادنشون گناه نیست اما صرف این که در جامعه جا نیوفتاده نباید انجامش داد و این ها چرت وپرت هایی هستند که گاهی بد جور آدم رو اذیت می کنن.
گاهی خانواده به یه چیز هایی اعتقاد داره و تو اگر چه بزرگ شده اون خانواده ایی ، ولی به اون مسائل اعتقادی نداری
گاهی تو کار هایی رو انجام می دی و به نظرت درست هستن در صورتی که اگه بابات بفهمه ، واویلا میشه
همه این ها مسائلی هست که تو خوابگاه باهاش درگیری ، انجامش بدم یا نه
اینجا دیگه از خانواده نمی پرسی چون می تونی خودت تصمیم بگیری
پس تصمیم میگیری
پس اینجا (خوابگاه) خود واقعیتی ، بدون سانسور و خجالت ، حتی از خود واقعی دیگگران هم استقبال می کنی بدون قضاوت.
من دختری رو که اینجاست و خیلی راحت میگه میرم پیش دوست پسرم ، ترجیح میدم به حالتی که همون دختر خونه شون جرآت نداره که از چیزی حرف بزنه.
نمی گم دو روئی خوبه ، نمی گم ول بودن خوبه، اینجا فقط یه جور ه خاص ه . این جا عمل ها بیشترشون راست ه . یعنی طرف حال نداره بدون ه تو می خوایی چی در موردش فک کنی . کاری رو که به نظرش درسته و از انجام دادنش لذت میبره رو انجام میده.
شب زمستون برفی (اینجا از ساعت5عصر دیگه شب ه) چندتا دختر نباید برن بیرون.
اینو خدا نگفته
پس ما رفتیم و خوش گذروندیم ، زیر لب آهنگ خوندیم و رو برف ها نشستیم و هم دیگر رو کشیدیم و برف پاشیدیم به سر کله هم
۴۰دقیقه پیاده روی کردیم و از اونجا که وام دادن در گرون ترین جای ممکن شهر پیتزا خوردیم و دلی از عزا در آوردیم، استرس گرفتیم و اومدیم خوبگاه
من هیچ کدوم از اینها رو نمی تونستم تو شهر خودم انجام بدم ، چون احتمالا باید از یکی می ترسیدم که بره بگه جلف بودم یا اساسا چه معنی داره بعد اذان مغرب دختر بیرون باشه ، یا حتی بهم بگن جلف.
تو هر چه قدر هم بگی برات مهم نیست اما نهایتا روزی همین جملات سرنوشتت رو تغییر خواهند داد .
خوابگاه رو دوست دارم :) حتی در حالتی که من 11شب می خوابم و اونها۳نصف شب
حتی وقتی که سرویس بهداشتی ها بو گند میده یا وقتی که برای درست کردن یه نیمرو باید نیم ساعت تو صف باشی
برچسب:
نویسنده: سارا محمدی